یکی از افراد که از زاهدهای زمان خود محسوب می شد از خانه خارج شد ، دید که شخصی از سادات بر دو نفر تکیه زده و در هوای گرم در حال رفتن به سمت مزرعه ی خود است تا به مزرعه ی خود برسد در حالی که این سید بزرگ از شدت گرما به شدت در حال عرق کردن بود. 

ادامه مطلب
منبع اصلی مطلب : منطق بیان
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سبد بلاگ : زاهد و سید.....